ضرورت تشکیل اتاق فکر
یکی از آسیب های جدی در حوزه مدیریتی ، گرفتار شدن مدیران تصمیم گیر در گیر و دار مسائل جاری و اجرایی است . و به شکل روتین شده ای شرکت در جلسات ، پاسخگویی به مراسلات چندان فرصت تفکر و اندیشیدن برای آنان باقی نمی گذارد . اگر هم این فرصت دست دهد ، تکیه بر تفکر منفرد ، چندان تضمینی برای موفقیت ندارد .
برای عبور از این چالش ، ایجاد ساختاری به نام اتاق فکر لازم است .
این مساله در کشورهای پیشرفته سالیان متمادی است که تجربه شده است و شاید یکی از پایه های توسعه یافتگی آنان باشد .
برای عبور از این چالش ، ایجاد ساختاری
اگرچه تجویز این کانون ها حوزه های کلان سازمانی را شامل می شود ، می تواند منشاء تقویت توان ساختاری و نهادی نیز گردد .
این اتاق پایانه ای از افکار وارد شده است یا به تعبیر پارسونز ، به عنوان ورودی افکار و اندیشه ها به نظام تعمیم سازی است که در حوزه های گوناگون تعمیم سازی می کند .
اگر در گذشته مدیران با تکیه بر دانش فردی و حلقه ای محدود از مشاوران اقدام به اداره سازمان می نمودند ، اینک با بهره گیری از چنین سازمان هایی می توانند به اداره امور بپردازند ، به صورتی که در تصمیم گیری خود با بهره گیری از تفکر جمعی ، ضمن شناسایی فرصت ها ، تهدید ها ، نقاط قوت و ضعف ، خطاهای عملکردی خود را به حداقل برسانند .
توجه اهل تفکر و سیاست به این کانون ها و بازبینی علمی مستقر و منظم آنها برای مصون ماندن از آسیب های احتمالی ضروری است .











